کلارا گاردنر به تازگی دریافته که فرشتهواره است. داشتن خونِ فرشتهای که از میان رگهایش جریان مییابد نه تنها باعث میشود که از انسانها (واژهای که درمییابد دیگر برای او کارایی ندارد) باهوشتر، قدرتمندتر و سریعتر باشد، بلکه به معنای آن است که مأموریتی دارد، چیزی که برای انجام دادنش روی زمین قرار داده شده است. البته فهمیدن این مأموریت، آسان نیست. تصاویر ذهنیاش از جنگلی سوزان و غریبهای افسونگر او را به مدرسهای جدید در شهری جدید هدایت میکند. وقتی با کریستین ملاقات میکند، به نظر میرسد همه چیز در آنِ واحد سر جایش قرار میگیرد و از جایش خارج میشود. زیرا پسر دیگری وجود دارد، تاکر، که برای نیمهی کمتر فرشتهوار کلارا جذاب است. وقتی کلارا تلاش میکند راهش را در دنیایی که دیگر درک نمیکند پیدا کند، با خطرات پیشبینینشده و تصمیماتی که هرگز فکر نمیکرد باید میان راستی و فریبکاری، عشق و وظیفه، خوب و بد، انتخاب کند. وقتی آتش تصویر ذهنیاش بالأخره افروخته شود، آیا کلارا برای روبرو شدن با سرنوشتش آماده خواهد بود؟
داستانی محرک از عشق و سرنوشت و تقابل میان پیروی از قوانین و گوش دادن به ندای قلب است.
دربارهی سینتیا هند
سینتیا هند متولد سال 1978 در آیداهو آمریکا، نویسنده پرفروش ترین کتاب های نوجوانان در نیویورک تایمز است.
او قبل از نوشتن برای نوجوان، ادبیات داستانی را مطالعه کرد و هر دو M.F.Aو دکتری در داستان نویسیرا به دست آورد.
وی در حال حاضر به همراه همسرش، دو گربه، یک سگ دیوانه، دو کودک و کوه کتاب در بویس، آیداهو ساکن است.