کدر قلمرو ستمدیدهی ایلیا، طاعونی شوم سالها پیش خاک سرزمین را درنوردید و بازماندگان را به دو پاره تقسیم کرد: آنان که موهبت جادو و نیروهای فرابشری یافتند و «برگزیدگان» نام گرفتند، و بینوایانی که بیبهره از هر فسون باقی ماندند و با عنوان تحقیرآمیز «عادیها» به تیغ جلادان و طرد سپرده شدند. پادشاه مستبد، هستی بیقدرتان را لکهی ننگی بر دامن تاجوتخت میدانست و فرمانی خونین بر ریشهکنی آنان راند.
در میانه این بیداد، دختری به نام پیدن در کوچهپسکوچههای خاکآلود زاغهنشینان، تنها با تکیه بر تیزی خرد، مهارتی مرگبار در رزم و حیلهای برای زنده ماندن قامت برمیافرازد. او با نقاب پیشگویی و توان خواندن ذهنها، رازِ عادی بودن خویش را پنهان میدارد؛ تا روزی که دست تقدیر او را در راه نجات جان شاهزادهی دلاور و بیرحم قصر، کای، قرار میدهد. این پیوند ناخواسته، دختر را به کام میدان آزمونهای پاکسازی میکشاند؛ آوردگاهی دهشتناک و خونفشان که تنها نخبگان جادوگر در آن برای شکوه رقابت میکنند و برملا شدن راز دختر، تاوانی جز مرگ در پی ندارد.
شاهزاده که خود دست راستِ مرگآفرین پادشاه و شکارچی فراریان بیقدرت است، در هر نبرد گامی به دختر نزدیکتر میشود. در دل خون، نیرنگ و رویاروییهای سهمگین، میان این دو دشمن دیرینه عشقی شعلهور، تلخ و ممنوعه جوانه میزند. با گذر ماجراها و گسترش آتش نبرد، داستان بقا به خیزشی زیرزمینی و انقلابی شکوهمند علیه ستم طبقاتی بدل میگردد؛ جایی که وفاداری، خون و عشق به آزمونی سنگین کشیده میشوند و هر دو ناگزیرند میان پیوند دلهایشان یا سرنوشت دودمان و خاک خود، یکی را برگزینند.
دربارهی Lauren Roberts
لورِن رابرتس نویسندهٔ آمریکاییِ رمانهای فانتزی و عاشقانهٔ نوجوانان است. او بیشتر بهخاطر مجموعهٔ Powerless شناخته میشود. این مجموعه شامل سهگانهٔ اصلی و داستانهای فرعی آن است. کتابهایش در فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفتهاند. رابرتس تمام عمرش را در ایالت میشیگان گذرانده است. او میگوید وقتی نمینویسد، معمولاً مشغول خواندن کتابهای فانتزی و عاشقانه است. او امیدوار است سالها به نوشتن ادامه دهد و از گربههایش هم بهعنوان همکاران نویسندگی یاد میکند.