کتاب The Old Man and the Sea به زبانی ساده و در عین حال قدرتمند نوشته شده و مضامینی مثل شهامت، بلندپروازی و مرز باریک میان شکست و پیروزی را در دل یک ماجرای کوچک جا میدهد. ارنست همینگوی درباره این کتاب میگوید: «من سعی کردم در داستانم یک پیرمرد واقعی، یک پسربچه واقعی، یک دریای واقعی، یک ماهی واقعی و یک کوسهماهی واقعی خلق کنم.» او در تصویرسازی همین مفاهیم چنان درخشان عمل میکند که خواننده عظمت دریا و تنهایی پیرمرد را با تمام وجود حس میکند. سانتیاگو، ماهیگیر پیر کوبایی، هشتادوچهار روز است که دست خالی به ساحل برمیگردد. مانولین، پسری که سالها شاگرد او بوده، به اصرار خانوادهاش سراغ قایق دیگری رفته اما هنوز هر روز به کلبه پیرمرد سر میزند. روز هشتادوپنجم، سانتیاگو دورتر از همیشه به دریا میزند و طعمهاش را نیزهماهیای میگیرد که از قایق کوچکش هم بزرگتر است. از اینجا داستان به یک کشمکش چندروزه در دل آبهای عمیق تبدیل میشود؛ کشمکشی که همینگوی بدون یک کلمه اضافه روایتش میکند.
دربارهی Ernest Hemingway
ارنست همینگوی (۱۸۹۹–۱۹۶۱) نویسنده و خبرنگار جریانساز آمریکایی بود که سبک نگارش مدرن، ساده و موجزش به «نظریه کوه یخ» معروف شد؛ سبکی که زیر لایههای به ظاهر خلوت کلمات، عمق روانی سنگینی داشت. توی جوونی به عنوان راننده آمبولانس به جنگ جهانی اول رفت و همون تجربههای جنگی الهامبخش رمان معروفش وداع با اسلحه شد؛ بعدها هم جنگ داخلی اسپانیا رو از نزدیک دید و زنگها برای که به صدا درمیآیند رو بر همین اساس نوشت. عاشق ماجراجویی، شکار در آفریقا، گاوبازی و ماهیگیری بود و بخش زیادی از عمرش رو در پاریس و کوبا گذروند. با کتاب پیرمرد و دریا برنده جایزه پولیتزر و نوبل ادبیات شد، اما سالهای آخر عمرش به شدت با افسردگی، ضربات مغزی و پارانویا دستوپنجه نرم کرد و در نهایت سال ۱۹۶۱ با شلیک گلوله به زندگی خودش پایان داد.